* تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است.تحمل اندوه از گدایی همه شادیها آسانتر است.
سهل است که انسان بمیرد، تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد.
نه هلیا...بگذار که انتظار،فرسودگی بیافریند.زیرا تنها مجرمان التماس خواهند کرد.
* به یاد داشته باش که یک مرد،عشق را پاس میدارد.یک مرد هرچه را که میتواند به قربانگاه عشق میآورد.
آنچه فداکردنیست فدا میکند.آنچه تحمل سوزاست تحمل میکند.آنچه شکستنیست میشکند....
....اماهیچگاه به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمیرود.
* هر آشنایی تازه اندوهی تازه است.مگذارید که نام شما را بدانندوشما را به نام بخوانند.
........هرسلام سرآغاز دردناک یک خداحافظی ست.
+ احساس ندامت میکردند که چگونه عمر خود را بیهوده هدر داده بودند تا به تنهایی دونفره برسند.
+ شاید دلسوزی خود را نسبت به خودش و احساسی که فقر در آنها زنده کرده بود به عشق تعبیر میکردند.
+ گذشته دروغ است وخاطره را رجعتی نیست.و هر بهاری که سپری میشوددیگر بر نمیگردد؛
حتی سختترین و مجنون وارترین عشقها هم سست پایه اند.
+ درست در همان مدرسه ای که عشق را آموخته بود؛ محکوم به اعدام شد.
کتاب صد سال تنهایی
گابریل گارسیا مارکز