تبليغاتX
هبوط
کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم
 

   حمید مصدق: 

(تو به من خنديدي

و نمي‌دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه

سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب‌آلوده به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز

سالها هست

كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

ميدهد آزارم

و من انديشه كنان

غرق اين پندارم

كه چرا

خانه كوچك ما سيب نداشت ) ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 12:27  توسط سایه  |